تبلیغات
کلبه شعر - مطالب ابر حسین منزوی
پنجشنبه 13 خرداد 1389

شعری از حسین منزوی

   نوشته شده توسط: رها    نوع مطلب :حسین منزوی ،

بیا، مرو ز کنارم، بیا که می میرم

نکن مرا به غریبی رها که می میرم

توان کشمکشم نیست بی تو با ایام

برونم آور از این ماجرا که می میرم

نه قول هم سفری تا همیشه ام دادی؟

قرار خویش منه زیر پا که می میرم

به خاک پای تو سر می نهم ، دریغ مکن

زچشم های من این توتیا که می میرم

مگر نه جفت توام قوی من؟ مکن بی من،

به سوی برکه آخر شنا ، که می میرم

اگر هنوز من آواز آخرین توام

بخوان مرا و مخوان جز مرا که می میرم

برای من که چنینم تو جان متصلی

مرا ز خود مکن ای جان جدا ، که می میرم

ز چشم هایت اگر ناگزیر دل بکنم

به مهربانی آن چشم ها که می میرم

 


برچسب ها: حسین منزوی ،

جمعه 17 اردیبهشت 1389

شعری از حسین منزوی

   نوشته شده توسط: رها    نوع مطلب :حسین منزوی ،


تا صبحدم به یاد تو شب را قدم زدم
آتش گرفتم از تو و در صبحدم زدم

با آسمان مفاخره كردیم تا سحر
او از ستاره دم زد و من از تو دم زدم

او با شهاب بر شب تب كرده خط كشید
من برق چشم ملتهبت را رقم زدم

تا كور سوی اختركان بشكند همه
از نام تو به بام افق ها ،‌ علم زدم

با وامی از نگاه تو خورشید های شب
نظم قدیم شام و سحر را به هم زدم

هر نامه را به نام و به عنوان هر كه بود
تنها به شوق از تو نوشتن قلم زدم

تا عشق چون نسیم به خاكسترم وزد
شك از تو وام كردم و در باورم زدم

از شادی ام مپرس كه من نیز در ازل
همراه خواجه قرعه ی قسمت به غم زدم


برچسب ها: حسین منزوی ،

شنبه 28 فروردین 1389

شعری از حسین منزوی

   نوشته شده توسط: رها    نوع مطلب :حسین منزوی ،

خیال خام پلنگ من به سوی ماه جهیدن بود

... و ماه را ز بلندایش به روی خاک کشیدن بود

پلنگ من ـ دل مغرورم ـ پرید و پنجه به خالی زد

که عشق ـ ماه بلند من ـ ورای دست رسیدن بود

گل شکفته ! خداحافظ اگر چه لحظة دیدارت

شروع وسوسه‌ای در من به نام دیدن و چیدن بود

من و تو آن دو خطیم آری موازیان به ناچاری

که هر دو باورمان ز آغاز به یکدگر نرسیدن بود

اگر چه هیچ گل مرده دوباره زنده نشد اما

بهار در گل شیپوری مدام گرم دمیدن بود

شراب خواستم و عمرم شرنگ ریخت به کام من

فریبکار دغل‌پیشه بهانه‌اش نشنیدن بود

چه سرنوشت غم‌انگیزی که کرم کوچک ابریشم

تمام عمر قفس می‌بافت ولی به فکر پریدن بود


 


برچسب ها: حسین منزوی ، چه سرنوشت غم انگیزی ،