دوشنبه 20 اردیبهشت 1389
شعری از حمید مصدق
دوشنبه 30 فروردین 1389
شعری قابل تامل از حمید مصدق
جمعه 20 فروردین 1389
شعری از حمید مصدق
در آمد
تو به من خندیدی
و نمی دانستی
من به چه دلهره از باغچه همسایه
سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز ،
سالهاست که در گوش من آرام،
آرام
خش خِش گام تو تکرار کنان ،
می دهد آزارم
و من اندیشه کنان
غرق این پندارم
که چرا ،
- خانه کوچک
ما سیب نداشت
برچسب ها:
حمید مصدق ،
تو به من خندیدی ،
شعر ،
تبلیغات 