تبلیغات
کلبه شعر - مطالب ابر حمید مصدق
دوشنبه 20 اردیبهشت 1389

شعری از حمید مصدق

   نوشته شده توسط: رها    نوع مطلب :حمید مصدق ،

من تمنا کردم که تو با من باشی  

و تو گفتی هرگز

 پاسخی سخت و درشت

 و مرا غصه ی این هرگز کشت...


برچسب ها: شعر ، حمید مصدق ،

دوشنبه 30 فروردین 1389

شعری قابل تامل از حمید مصدق

   نوشته شده توسط: رها    نوع مطلب :حمید مصدق ،

این مرد خودپرست

این دیو ، این رها شده از بند

مست مست

ایستاده رو به روی من و

خیره در منست

گفتم به خویشتن

آیا توان رستنم از این نگاه هست ؟

مشتی زدم به سینه او ،

ناگهان دریغ

آیینه تمام قد رو به رو شکست .


برچسب ها: حمید مصدق ، آیینه ، شعر ،

جمعه 20 فروردین 1389

شعری از حمید مصدق

   نوشته شده توسط: رها    نوع مطلب :حمید مصدق ،

در آمد

تو به من خندیدی
 و نمی دانستی
 من به چه دلهره از باغچه همسایه
 سیب را دزدیدم 

 باغبان از پی من تند دوید
 سیب را دست تو دید
 غضب آلوده به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
 و تو رفتی و هنوز ،
 سالهاست که در گوش من آرام،
                                            آرام
 خش خِش گام تو تکرار کنان ،
 می دهد آزارم

 و من اندیشه کنان
 غرق این پندارم
 که چرا ،
 - خانه کوچک
                    ما سیب نداشت


برچسب ها: حمید مصدق ، تو به من خندیدی ، شعر ،